شرط زندانی نشدن مردان به خاطر مهریه

نپرداختن مهریه مانع مجازات نیست
احمد مظفری- معاون قضایی رئیس کل دادگستری استان تهران در این باره می گوید: با توجه به شرایط کنونی نمی‌توان گفت صدور بند ج ماده18 آئین‌نامه نحوه اجرای محکومیت‌های مالی در آزادی زندانیان بدهکار بخصوص در مورد مهریه بی‌تأثیر بوده است چرا که پس از ابلاغ این بخشنامه بسیاری از زندانیان مهریه آزاد شدند. به گفته وی، طبق این بخشنامه چنانچه ناتوانی محکوم نزد قاضی دادگاه ثابت شده باشد از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد می‌شود. پس مشخص است احراز این موضوع با قاضی پرونده است. یعنی اگر قاضی تشخیص دهد فرد در پرداخت بدهی ناتوان است وی زندان نمی‌رود یا اگر در زندان باشد آزاد می‌شود. اما متأسفانه خیلی از بدهکاران با وجود توانایی در پرداخت دین و بدهی‌شان از پرداخت آن طفره می‌روند. به گفته قاضی مظفری، طبق قانون و شرع پرداخت مهریه دینی است که بر گردن مرد بوده و در صورت مطالبه زن باید پرداخت شود. پس نپرداختن مهریه فرار از بدهی و دین است. در واقع اگر مرد از آن خودداری کند یعنی حق دیگری را پایمال کرده و باید مجازات شود. پس اینگونه نیست که مردی به خاطر نپرداختن مهریه همسرش بتواند از مجازات فرار کند مگر اینکه بتواند ثابت کند «معسر» و ناتوان است که آن هم به معنای نپرداختن نیست بلکه هر زمان توانایی مالی پیدا کرد باید بپردازد. یعنی صدور حکم اعسار دلیل بر پرداخت نکردن دین نیست. اما اگر مردی مدعی شود معسر است و دادگاه نیز حکم اعسارش را صادر کند و بعد معلوم شود دروغ گفته علاوه بر پرداخت بدهی مجازات دیگری نیز در انتظارش خواهد بود. در واقع علت زندانی بودن بیشتر کسانی که در حال حاضر در زندان هستند فرار از پرداخت مهریه بوده است.
مظفری تصریح می‌کند: البته هستند افرادی که در حال حاضر به خاطر ناتوانی در پرداخت 14 سکه یا کمتر نیز در زندان هستند و درخواست اعسارشان نیز رد شده است. یعنی قاضی معسر بودن آنها را احراز نکرده است. حال آنکه این فرد شاید اگر خودش خارج از زندان بود می‌توانست این بدهی را بپردازد. اما چون در زندان است و به قول معروف دستش از همه‌جا کوتاه شده مجبور است همچنان دوران حبس را بگذراند. ضمن اینکه شاکی به‌هیچ عنوان حاضر به گذشت نیست زیرا به طور معمول در مشاجرات خانوادگی و اختلاف بر سر مهریه هدف اصلی آزار طرف مقابل است و جنگ روانی و آسیب زدن روحی به طرف مقابل بیشتر از دستیابی به پول مهریه هدف و منظور قرار می‌گیرد.
شرط زندانی نشدن مردان به خاطر مهریه
نیره اخوان بی‌طرف، عضـــو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز گفته است: متأسفانه موضوع مهریه 110 سکه‌ای و بخشنامه رئیس قوه قضائیه مبنی بر این که مردان معسر به خاطر ناتوانی در پرداخت مهریه دیگر به زندان نمی‌افتند از سوی رسانه‌ها به خوبی اطلاع‌رسانی نشد و اغلب مردم برداشت اشتباهی از این مسئله داشتند، یعنی مردان تصور کردند در صورت تعیین مهریه بالای 110 سکه طلا به خاطر نپرداختن آن زندانی نمی‌شوند. در صورتی که طبق این قانون و بخشنامه زندانیانی که به خاطر مهریه‌های بالا در حبس بودند این امکان برایشان فراهم شد که در صورت پرداخت 110 سکه از مهریه آزاد شوند. یا چنانچه اعسار آنها برای قاضی اثبات شد از زندان آزاد شوند، اما اینگونه نبود که برای تعیین میزان مهریه محدودیت قائل شویم زیرا هر انسانی آزاد است هر مقدار که دلش می‌خواهد مهریه تعیین کند. اما در این لایحه آمده تا 110 سکه طلا از مهریه تعیین شده ضمانت اجرایی برای اعمال ماده 2 نحوه اجرای محکومیت‌های مالی را دارد. یعنی زن می‌تواند در صورت پرداخت نشدن مهریه‌اش تا این میزان -110 سکه- مرد را به زندان بیندازد.
البته بحث پرداخت مهریه یک موضوع شرعی و قانونی است و مهریه، دینی است که همیشه بر گردن مرد بوده و هر زمان توانایی پرداخت آن را داشت باید بپردازد. در غیر این صورت از اموال او به میزان مهریه برداشت و توقیف خواهد شد، یعنی ناتوانی مرد در پرداخت مهریه دلیل بر منتفی شدن این حق از زن نخواهد بود.
طلاق پایان زندگی نیست
دکتر مسعود غفاری- روانشناس و مشاور خانواده- می‌گوید: متأسفانه در جامعه ما قوانین این اجازه را به مرد داده که هر وقت اراده کرد با پرداخت همه حق و حقوق، همسرش را طلاق دهد. پس در چنین شرایطی تنها اهرمی که قانون در اختیار زن قرار داده مهریه است.
متأسفانه در جامعه به وضوح مشاهده کرده‌ایم که شانس ازدواج برای یک مرد 60 ساله بسیار بیشتر از یک دختر 40 ساله است. از طرفی وقتی مرد همه حق و حقوق زن را بپردازد دیگر برای طلاق‌دادن او نیاز به دلیل و علت ندارد اما یک زن برای جدایی از همسرش باید ده‌ها دلیل قانع‌کننده و محکمه پسند بیاورد تا شانسی برای جدایی پیدا کند. حالا متوجه می‌شویم که چرا خانم‌ها هنگام ازدواج خواهان تعیین مهریه‌های بالا و گاه حتی نامتعارف هستند. یکی از دلایل نیز غیرقابل پیش‌بینی بودن رفتار افراد و غیرقابل اعتماد بودن آنهاست. پس با این کار می‌خواهند ضریب ایمنی زندگی مشترک و به نوعی درصد تأمین آینده خود را بالا ببرند.
به طور قطع بعد از عقد و ازدواج یک اتفاق بزرگ می‌افتد و آن اتفاق این است که زن بسیاری از حقوقی که قبل از عقد داشته را از دست می‌دهد. ازجمله حقوق فردی همانند سفر به خارج از کشور- بدون اجازه همسر- ، حق‌کار، حق مسکن، حضانت فرزند و غیره. چرا که این حقوق به مرد واگذار می‌شود. یعنی زن برای انجام این کارها باید از همسرش کسب تکلیف و اجازه کند. پس حالا که زن بخشی از حقوق خود را از دست می‌دهد بهترین اهرم برایش مهریه است تا بتواند اندکی و گاه تا حد زیادی همسرش را نسبت به رفتار در زندگی مشترک و تأمین آینده‌اش محک بزند.
با این حال متأسفانه روز به روز شاهد ازدواج‌های ناموفق و زندگی‌های شکست‌خورده هستیم چرا که بخشی از ازدواج‌ها از پایه اشتباه است. زن برای آن که تضمینی داشته باشد مهریه‌اش را اهرمی در دستش می‌بیند. مرد نیز برای فرار از پرداخت این مهریه حاضر است تمام اموالش را به نام پدر، مادر و خواهر و برادرش کند تا حق و حقوق همسرش را ندهد.
برای ایجاد یک رابطه دوستانه و زندگی مشترک رضایت دو طرف لازم است. هنگام عقد هم عروس و هم داماد بله می‌گویند اما برای قطع یک رابطه، درخواست یک نفر کافی است در صورتی که در جامعه و عرف ما نارضایتی و درخواست زن برای قطع رابطه زناشویی کافی نیست و «نه»گفتن او اثرگذار و سرنوشت‌ساز نیست مگر آن که از تمام حق و حقوق قانونی‌اش بگذرد و به قول معروف بگوید «مهرم حلال جانم آزاد» با این وجود تأکید می‌شود که طلاق پایان زندگی نیست بلکه پایان ازدواج نادرست است که از روز نخست نباید رخ می‌داد. تجربه و سابقه کاری بنده نیز نشان می‌دهد زندگی آنگاه بین دو نفر شکل می‌گیرد که بد و خوب‌ها بین آنها یکی باشد و خوشبختی آنگاه صورت می‌گیرد که بد و بدتر و خوب و خوب‌تر بین دو نفر و ملاک و معیارها یکی باشد. اما طلاق آنگاه رخ می‌دهد که ملاک بد و خوب بین دو نفر متفاوت باشد.
در چنین شرایطی به نظر می‌رسد شانس بزرگ ما انسان‌ها این است که رفتارمان برپایه و اساس یادگیری است پس همیشه می‌توانیم رفتارمان را اصلاح کنیم. تولستوی نویسنده معروف می‌گوید: «آدم‌ها پیوسته در حال تلاش برای تغییر جهان هستند اما ای کاش کمی به فکر تغییر خودشان بودند.»
پس ما انسان‌ها باید تعریفمان از زندگی را اصلاح کنیم، شیوه اندیشه، سبک زندگی، ارزش‌ها، باورها و نوع نگاه به همسرمان را اصلاح کنیم تا بتوانیم با تربیتی دوباره رفتارمان را بهسازی کنیم. اگر رفتارمان را دگرگون نکنیم یا شاهد افزایش طلاق خواهیم بود یا زندگی تحملی. البته نتیجه زندگی تحملی نیز چیزی نیست جز مشکلات روانپزشکی، بیماری‌های جسمی ناشی از اعصاب و روان و حتی مشکلات اخلاقی. وقتی فردی به علت بیماری به پزشک مراجعه می‌کند و گفته می‌شود بیماری شما ناشی از اعصاب است این یعنی شما از زندگی‌تان ناراضی هستید. حال آن که یک سوم مرگ و میرها ناشی از فشار زندگی است که پیامد زندگی تحملی است. خودکشی، افسردگی، وسواس و اعتیاد نیز ناشی از همین سبک زندگی است. بنابر این انسان یا باید زندگی مشترکش را درست و با کیفیت ادامه دهد یا آن را تمام کند. البته جدایی و طلاق نیز راه و روش خودش را دارد. برخی حتی برای طلاق نیز سعی در آزار دیگری دارند که مهریه و نپرداختن حق و حقوق طرف مقابل از این جمله است. بنابراین متوجه می‌شویم که از همان ابتدای راه ازدواج باید اصولی و صحیح قدم جلو بگذاریم تا حتی برای طلاق و جدایی نیز دچار مشکل نشویم چه برسد به زندگی مشترک! مشاوره قبل از ازدواج مهمترین توصیه بنده برای دختران و پسران است تا بدانند آیا به لحاظ اندیشه، تحصیلات، جهان‌بینی اعتقادی و ایدئولوژیکی، شخصیتی، ظاهری، هوش، هیجان، سن و فرهنگ طبقاتی همگونی دارند یا خیر.
باید توجه داشت که همه مردم برپایه ویژگی‌های آشکار خود ازدواج می‌کنند این ویژگی‌ها چهار اتفاق به دنبال دارند، جذب، پسند، انتخاب و سپس ازدواج. اما افراد قبل از ازدواج سعی می‌کنند ویژگی‌های پنهان خود را در کاغذ کادویی زیبا پیچیده و پنهان کنند تا دیده نشود. اکثر ازدواج‌ها برپایه ویژگی‌های ظاهری رخ می‌دهد و طلاق‌ها نیز به خاطر شناخت ویژگی‌های پنهان طرف مقابل، بنابراین بهتر است قبل از ازدواج با خودشناسی، خودسازی، برنامه‌ریزی و آموزش ویژگی‌های پنهان خود و دیگری را بشناسیم و این کار جز با مراجعه به مشاور خانواده امکانپذیر نیست.
متأسفانه اغلب بزرگترهای خانواده‌ها خود از تربیت به معنای کافی اطلاع و بهره نداشته‌اند به همین خاطر گاهی اوقات راهنمایی‌های آنها نه تنها کمکی به حل مشکل جوانترها نمی‌کند بلکه در برخی موارد باعث گمراهی و تباهی نیز می‌شود.

 

 

فرناز قلعه دار

منبع : inn.ir

/ 0 نظر / 512 بازدید