استقلال حقوق علایم و اسامی تجاری

در حقیقت، وقتی یک مغازه یا یک کارخانه یا سهام یک موسسه یا شرکت مورد معامله قرار می‌گیرد؛ این سوال حقوقی مطرح می‌شود که آیا علامت یا نام تجاری که سابقا در آن بنگاه اقتصادی (محل موضوع معامله) مورد استفاده بوده است؛ جزئی از مورد معامله است یا خیر؟
متاسفانه، در هیچ یک از قوانین موضوعه، خصوصا در قوانین راجع به نظام صنفی یا علایم تجاری، حکمی در خصوص اینکه «آیا علامت یا نام تجاری به عنوان جزئی از حقوق صنفی و یا جزئی از حقوق کسب و پیشه، محسوب میشود یا خیر؟» وجود ندارد. 
همچنین، در هیچ قانونی، تعریف و مصادیق «حقوق صنفی» مشخص نشده است.
در اصل، اصطلاح حقوق صنفی بیشتر یک اصطلاح عرفی است تا یک اصطلاح قانونی.
همانطور که گفته شد؛ در قوانین خاصی که حاکم بر موضوع است؛ پاسخ صریحی در این خصوص وجود ندارد؛ لذا باید بر اساس عمومات قانون مدنی (مواد 356 تا 359) و اصول حقوقی حاکم بر حقوق مالکیت صنعتی، به این سوال پاسخ داد.
با توجه به اهمیت حقوقی موضوع و روشن نبودن رویه قضایی، برآن شدم؛ رایی را که در خصوص یکی از علایم و نام‌های تجاری مشهور صادر شده و از منظر حقوقی، کم نظیر و راهگشاست؛ به قضاوت جامعه حقوقی و به منظر فعالان تجاری، بگذارم.
طبق رای دادگاه تجدیدنظر که در مقام نقض رای بدوی صادر شده است؛ به صراحت ذکر شده است که حقوق راجع به علایم و نامهای تجاری، حقوق مالی مستقلی هستند که نقل و انتقال آنها تابع تشریفات قانونی خاص بوده و در معاملات اماکن تجاری، اصل بر عدم انتقال علامت یا نام تجاری است. به عبارت دیگر، درج عبارت انتقال حقوق صنفی به هنگام انتقال عین ملک یا حق سرقفلی یا حق کسب و پیشه، به تنهایی، بر انتقال حقوق راجع به نام یا علامت تجاری، دلالت نمی‌کند. 
قبل از آنکه متن رای آورده شود؛ تذکر چند نکته حقوقی، ضروریست:
مطابق قوانین موضوعه، خصوصا ماده30 قانون ثبت علایم مصوب 1386 و مواد1،6 و 8 کنوانسیون پاریس، مصوب 1337 اولا) علامت تجاری و نام تجاری دو مقوله حقوقی متفاوت از یکدیگرند.
نام تجاری، اسم یا عنوانی است که هویت صنفی اشخاص حقیقی یا حقوقی را از هم متمایز می‌کند. علامت تجاری، هر نشانی است (اعم از کلمات یا تصاویر) که کالاها یا خدمات اشخاص را از هم متمایز میکند. 
ثانیا) علامت تجاری فقط در صورت ثبت، حمایت قانونی می‌شود، ولی نام تجاری، بدون ثبت هم حمایت می‌شود. البته، علایم تجاری مشهور نیز بدون ثبت، حمایت قانونی می‌شوند. 
ثالثا) یکی بودن نام تجاری و علامت تجاری بلامانع است، لیکن در صورت یکی شدن، حمایت مضاعف قانونی را بدنبال خواهد داشت. (مانند نام تجاری شرکت مهرام و علامت تجاری مهرام)


«رای دادگاه بدوی»
مرجع رسیدگی: شعبه 3 دادگاه حقوقی تهران شماره و تاریخ دادنامه: 670 - 6/9/89
در خصوص دعوی آقای .... به وکالت از آقایان اسماعیل زاد و علی محمد جعفری جابری به طرفیت آقای نادر رفتاری با وکالت آقای ... مبنی بر صدور حکم به اصلاح نام مالک و صاحب علامت تجاری کلمه رفتاری به فارسی ثبت شده به شماره 85029 مورخ 27/10/77 واقع در خیابان وحدت اسلامی و صدور حکم به ثبت علامت فوق به نام همگی صاحبان امتیازات صنفی چلوکبابی رفتاری به نام آقایان 1- «الف» 2- «ج» 3- «ر» با احتساب کلیه خسارات دادرسی به این خلاصه که وکیل خواهانها به شرح دادخواست و صورت جلسه دادرسی مدعی است علامت تجاری رفتاری با توجه به مشارکت موکلین در چلوکبابی رفتاری متعلق به کلیه اصحاب دعوی است اما خوانده آن را فقط به نام خود ثبت کرده است که مخالف حقوق ناشی از مشارکت موکلین می‌باشد. لذا درخواست صدور رای به شرح خواسته را دارد و در جهت اثبات ادعا به استشهادیه محلی و اسناد انتقال مالکیت مشاعی محل چلوکبابی استناد نموده است. وکیل خوانده به شرح صورت جلسه دادرسی و لوایح تقدیمی اجمالا ضمن ایراد مرور زمان و انقضای مدت سه سال از ثبت علامت متنازع فیه آن را انحصارا متعلق حق موکل دانسته و منکر انتقال علامت تجاری فوق به خواهانها شده و توضیح داده‌اند انتقال چهار دانگ مشاع از دکاکین دلالتی بر انتقال حقوق مکتسبه ناشی از نام رفتاری به خواهانها ندارد. دادگاه از توجه به اوراق و محتویات پرونده و مستندات ابرازی و مفاد دادخواست تقدیمی و توضیحات طرفین به شرح لوایح ابرازی و صورت جلسه دادرسی، آنچه که مسلم است؛ چلوکبابی با نام رفتاری بیش از نیم قرن است که در محل خیابان وحدت اسلامی مشغول فعالیت و ارائه خدمات به مشتریان می‌باشد و نظر به اینکه به موجب اسناد رسمی به شماره‌ 55053 مورخ 10/7/64 و شماره 49679 مورخ 18/8/73 و اسناد عادی پیوست که مصون از ایراد و انکار و تکذیب باقی مانده، مجموعا چهاردانگ از شش دانگ سه باب دکان به انضمام حقوق سرقفلی و صنفی «چلوکبابی رفتاری» به خواهانها واگذار شده در نتیجه خواهانها در استفاده از نام رفتاری مشترکا سهیم بوده و حقوق مکتسبه ناشی از آن هم در سهم شرکا قرار می‌گیرد و انحصار حق استفاده از این علامت مغایر مشارکت ایشان در اداره و تسهیم منافع رستوران مشترک است و اقدام خوانده به ثبت موخر علامت متنازع فیه طی شماره 85029 مورخ 27/10/77 به نام خود بدون در نظر گرفتن حقوق خواهانها فاقد وجهه شرعی و قانونی است و نظر به اینکه دعوی در زمان حاکمیت قانون فعلی مصوب 1386 اقامه شده که به موجب این قانون بحث مرور زمان منتفی و دعوای ابطال مقید و محدود به زمان نشده است و از طرفی خواسته دعوا، ابطال علامت نمی‌باشد؛ بلکه اصلاح آن و درج اسامی خواهان‌ها در گواهی نامه مربوطه به لحاظ مشارکت ایشان دراستفاده از آن علامت می‌باشد. مع‌الوصف ضمن رد ایراد معنونه و نیز رد مدافعات غیرموجه و غیر موثر وکیل خوانده، دعوای خواهانها را وارد و ثابت تشخیص داده، مستندا به ماده 30 و مفهوم بند «ب» و «ز» ماده 32 از قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری و مواد 198 و 519 از قانون آئین دادرسی مدنی حکم به الزام خوانده به اصلاح گواهی ثبت علامت اشاره شده و اضافه نمودن اسامی خواهان‌ها به عنوان دیگر مالکین در آن و پرداخت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل طبق تعرفه در حق خواهان‌ها صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.


رئیس دادگاه– ...



«رای دادگاه تجدیدنظر»


مرجع رسیدگی: شعبه12دادگاه تجدیدنظراستان تهران شماره و تاریخ دادنامه: 164- 18/2/90
آقای «ر» با وکالت آقای «الف» به طرفیت آقای«الف» و «ج» هر دو با وکالت آقایان .... نسبت به دادنامه شماره 670-6/9/89 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران، تجدیدنظرخواهی کرده‌اند. به موجب دادنامه موصوف، دعوی تجدیدنظر خواندگان دایر به صدور حکم به اصلاح نام مالک و صاحب علامت تجاری کلمه «رفتاری» به فارسی ثبت شده به شماره 85029-27/10/77 و اضافه نمودن اسامی آنان به عنوان دیگر مالکین در گواهی ثبت علامت، اجمالا با این استدلال که مجموعا چهاردانگ از ششدانگ یک باب دکان به انضمام حقوق سرقفلی و صنفی «چلوکبابی رفتاری» به تجدیدنظرخواندگان واگذار شده و چون در استفاده از نام رفتاری، مشترکا سهیم شده‌اند؛ اقدام تجدیدنظرخواه در ثبت علامت «رفتاری» مغایر با حق مکتسبه ناشی از آن می‌باشد؛ مورد پذیرش قرار گرفته و حکم به شرح خواسته صادر شده است. دادگاه، جهت انشاء رای، جهات و موارد ذیل را مورد توجه قرار می‌دهد: 1- حق ناشی از علامت تجاری یک حق مالی مستقل است و مالک علامت تجاری شخصی است که علامت را مطابق مقررات قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری و آیین‌نامه‌ اجرایی آن به ثبت رسانده است. استفاده و بهره‌برداری از علامت توسط اشخاص غیرمالک، منحصرا با موافقت مالک علامت، امکان‌پذیر می‌باشد. انتقال علامت تجاری نیز تابع مقررات فوق‌الذکر می‌باشد.2- حق ناشی از سرقفلی یک حق مالی تبعی است و به تبع مالکیت نسبت به منافع مورد اجاره برای مستاجر ایجاد می‌گردد و بدون انتقال منافع مستاجره، انتقال سرقفلی قابل تصور نمی باشد به عبارت دیگر صاحب سرقفلی لزوما مالک منافع نیز می‌باشد. 3- حقوق صنفی، حقوق و امتیازاتی است که به سبب اشتغال به شغل و حرفه خاص به دارنده آن تعلق می‌گیرد. از جمله جواز کسب که ممکن است با انتقال محل کسب، حقوق راجع به صنف از جمله جواز کسب و سایر امتیازات دیگر شغل به منتقل‌الیه واگذار شود. 4- حق ناشی از علامت تجاری، متفاوت از حق سرقفلی و حق صنفی و نیز حق مالکیت نسبت به عین ملک می‌باشد و با انتقال ملک یا سرقفلی و یا حقوق صنفی، لزوما علامت تجاری منتقل نمی‌گردد؛ مگر با توافق طرفین و در صورت شک، اصل بر عدم انتقال علامت تجاری است. در پرونده حاضر، تجدیدنظرخواندگان با این استدلال که چون چهاردانگ از مالکیت عین و سرقفلی یکی از چلوکبابی های رفتاری متعلق به آنان می‌باشد؛ تجدیدنظرخواه حق ثبت علامت تجاری رفتاری را به نام خود نداشته و آنان نیز به میزان مالکیت خود در رستوران رفتاری مالک علامت تجاری رفتاری می‌باشند. اینک با بررسی محتویات و مستندات پرونده و با توجه به جهات و نکات یاد شده، به عقیده این دادگاه به صرف مالکیت تجدیدنظرخواندگان در بخشی از یکی از رستوران‌های رفتاری، حقی برای آنان راجع به علامت تجاری «رفتاری» ایجاد نمی‌کند. دلیل و مدرکی هم که مثبت واگذاری نام و علامت تجاری مورد اختلاف به نامبردگان باشد ارائه نگردیده است. مضافا به اینکه علامت مبحوث عنه، متّخذ از نام خانوادگی تجدیدنظرخواه بوده و از قدیم‌‌الایّام جدّ وی مالک چلوکبابی با نام رفتاری بوده است و اتحادیه صنف چلوکباب و چلوخورش تهران نیز در این خصوص اعلام داشته «از نظر مقررات صنفی و نیز عرف خاص حاکم بر نقل و انتقالات چلوکبابی یا چلوخورشتی ها اعم از صلح حقوق، بیع، اجاره و واگذاری سرقفلی، عرفا نقل و انتقال محل کسب ولو اینکه همراه با حقوق صنفی و سایر امتیازات باشد به منزله تعلق نام و شهرت چلوکبابی به منتقل‌الیه نبوده و نیست» بنا به مراتب مذکور به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن پذیرش اعتراض، دادنامه تجدیدنظرخواسته را که متضمن اصلاح نام مالک علامت تجاری و اضافه شدن تجدیدنظرخواندگان به عنوان مالکین علامت تجاری رفتاری میباشد به جهت اینکه در مخالفت با موازین قانونی و مستندات پرونده صادر شده است؛ نقض می‌گردد. آنگاه با توجه به جهات فوق‌الاشاره، ادعای خواهانها را غیر ثابت دانسته و به استناد ماده 197 قانون مرقوم، حکم به بی‌حقی خواهان‌ها را صادر و اعلام می‌نماید. این رای قطعی است.


رئیس دادگاه – ... 
مستشار دادگاه – ..

 

 

منبع مجله قضاوت

/ 0 نظر / 24 بازدید